به بهانه روز جهانی کتاب کودک؛ یادی از عباس یمینی شریف، بنیان گذار شورای کتاب کودک

زادروز نویسنده داستان‌های کودکان " هانس کریستین اندرسن" روز جهانی کتاب کودک نامگذاری شده است. این روز از سال ۱۳۴۹ در ایران به رسمیت شناخته شده و هر سال دوم آوریل (برابر با ۱۴ فروردین ) در کشور ایران نیز به عنوان روز جهانی کتاب کودک گرامی داشته میشود.

از موثرترین افراد فعال این حوزه در ایران میتوان از عباس یمینی شریف ، بنیان‌گذار شورای کتاب کودک نام برد.

یمینی شریف در کنار کارهای شورا فعالیت های متعدد بسیاری نیز در راستای ارتقای سیستم آموزشی و فرهنگی کشور انجام میداد از جمله، در تیرماه سال ۱۳۳۴ با کمک همسرش توراندخت مقومی تهرانی مجوز تأسیس مدارس "روش نو" را از وزارت فرهنگ اخذ کرد.

کتاب کلاس اول ابتدایی تألیف او به کتاب «دارا و آذر» معروف است و سال‌ها اولین کتاب آموزشی کودکان ایران بود. همچنین او به نگارش کتاب سوادآموزی به بزرگ‌سالان برای کلاس‌های پیکار با بی‌سوادی نیز پرداخت.

بیش از سی اثر شعر و داستان او در دوران حیاتش به انتشار رسید و برنده جوایز متعدد در ادبیات کودکان شد.

به مناسبت روز جهانی کتاب کودک گفتگویی داشتیم با فرشته یمینی شریف، یکی از اعضای خانواده عباس یمینی شریف که در ادامه خواننده آن هستید:

اگر به گذشته برگردیم در ابتدا مکتب خانه بعد مدرسه و محیط اطراف روی کودکی عباس یمینی شریف تاثیر گذار بود، ببینید در آن دوران برای بچه ها کار نمیشد، شعر برای بچه ها سروده نمیشد و کتاب ها و اشعار مناسب بزرگسالان بود و بس. ایشان متوجه این کسری بود، چرا که خانواده مادری او تحصیل کرده و روشنفکر بودند و از خطه ی مازندران. آنها اهل خواندن و نوشتن و نقل حکایات، قصه ها و افسانه ها بودند و علاقه مند به فرهنگ و هنر ایران.

در دوران کودکی خودش ناملایماتی به وجود امد و تمام این حال و احوالات موجب شد که روز به روز به عالم کودکان مشتاق تر شود و جهان را از زاویه دید کودکان ببینید و بسراید و بنویسد.

حضور فرخی یزدی، به عنوان مستاجر ایشان در باغ دربند و تشویق هایش بی تاثیر نبود.

روزگار کودکی در خانه عباس یمینی شریف

من در این خانه و خانواده بزرگ شدم و در دوران کودکی من سرگرمی های ویژه ای چندان وجود نداشت، مثل کانال های متعدد تلوزیون و اینترنت و این حرف ها نبود. ما در طبیعت بزرگ شدیم، در باغ و حیاط و با حیوانات خانگی عجین بودیم. خانواده، به خصوص دایی جان که عاشق طبیعت و گیاهان و حیوانات بود و شناخت خوبی از گیاهان خودرو و کوهی داشت.

کتاب دلمشغولی ما بود، و از بچگی کنجکاو کتاب ها بودم، ولو اینکه به سن و سالم نمیخورد، ورق میزدم، تماشا میکردم، آنچه که میفهمیدم میخواندم تا به مرور سواد بهتری پیدا کردم.

هیچوقت خانواده من را مجبور نکردند که رشته خاصی را دنبال کنم، ایده ایشان بود که بچه ها باید به آنچه علاقه مند هستند بپردازند، بچه ها را تشویق میکرد به سمت شناخت علاقه و استعدادشان.

تنها جبر دلچسبی که داشتم و دیگر جبر نبود، این بود که بخشی از پول تو جیبی ام را باید برای خرید کتاب یا مجله در نظر می گرفتم. با اینکه دایی جان میتوانستند مجله کیهان بچه ها را به من بدهند ولی باید از پول خودم تهیه میکردم و حتی وقتی منتظر شماره جدید بودم در آن فاصله زمانی چند بار شماره قبل را میخواندم.

آن زمان تماشای نقاشی های مرتضی ممیز برایم خیلی لذت بخش بود.

مادربزرگم، مادر عباس یمینی شریف بسیار زیاد مشوقم بود و دایی ام واقعا جای پدری راهنما ، مدیر مدرسه و در همه کار الگوی من بوده و خواهد بود.

اولین شعری که از ایشان به چاپ رسید در سال 1321 در مجله نونهالان بود و بعد سال 1324 در مجله سخن . قبل از اینکه شورای کتاب کودک درست بشود و شکل بگیرد ایشان فعالیت های این چنینی داشتند و حرکتشان را شروع کرده بودند.

با آقای بنی احمد که دوست خیلی خوب و صمیمی یکدیگر بودند و ایشان هم خیلی به روانشناسی کودک اهمیت میدادند، مجله های خیلی کوچکی درست کرده بودند به اندازه کف دست که اشعار عباس یمینی شریف در آن چاپ میشد. آقای بنی احمد شاگرد علی اصغر پتگر بود و این دو با هم عالی پیش رفتند و به مرور زمان به فکر گسترش کار بودند، من نیز همواره در این خانواده و کنار این افراد دیدم و شنیدم و یاد گرفتم .

ما گل‌های خندانیم


فرزندان ایرانیم

ما سرزمین خود را


مانند جان می‌دانیم

ما باید دانا باشیم


هشیار و بینا باشیم

از بهر حفظ ایران


باید توانا باشیم

آباد باش ای ایران


آزاد باش ای ایران

از ما فرزندان خود


دل‌شاد باش ای ایران

ایشان بیش از 30 کتاب برای بچه ها نوشتند، از قصه ها و شعرهای وی برای کتاب های درسی استقبال شد و بچه ها خیلی دوست داشتند ، چون ریتمیک بودند.

خودم که خواهر زاده او بودم، با همکلاسی هایم این شعرها را میخواندیم و بازی می کردیم . حرکتی که در آن زمان عباس یمینی شریف شروع کرد، حرکتی ملی و کلی بود و به این صورت نبود که مثلا فقط برای بچه های شهر باشد در واقع برای همه ی بچه ها بود و به کارش اعتقاد داشت.

میتوان گفت او به زندگی کودکان محروم روستایی بیشتر نگاه داشت و انگار برای آنها بیشتر سرود. مشاغل را ارج مینهاد و با سروده هایش، آهنگ ضربات چکش و صدای چوب و اره را، اصوات حشرات و پرندگان را، درختان و گلها و جویباران را پا به پا نواخت و نوشت. مهر را اشاعه میداد ...

یمینی شریف به فکر بچه های خارج از ایران هم بود تا جایی که کتابی را برای بچه های ایرانی مقیم خارج از کشور به اسم "فارسی زبان ایرانیان است" چاپ کرد، همین کتاب در کشور های فارسی زبان دیگر نیز خیلی کاربرد دارد و استفاده میشود، مثل تاجیکستان. ما به اندازه کافی قدردان زحمات این اشخاص نبوده ایم.

یمینی شریف از امریکا دکترای روانشناسی کودک داشت و بعد ها هم با دوستان و همراهان شورای کتاب کودک سفری کردند به روسیه و مدارس آن جارا هم دیدند و سعی می کردند مطلع از اخبار باشند و بهترین راه ها برای تعلیم و تربیت انتخاب کنند.

همواره بچه ها را به شکل سرمایه ای برای آینده نگاه میکرد چون فکر میکرد هر چه قدر بچه ها بهتر و قوی تر و شاد تر و محکم تر و سلامت تر تعلیم و تربیت ببینند آینده ی بشر بهتر خواهد شد. تا اینکه فقط به جنبه نقد و گرسنگی و رقابت و حسادت و غیبت های بیهوده و فاصله ی طبقاتی که واقعیات آن زمان بود، وقت خود را بگذرانند.

من فکر میکنم عباس یمینی شریف به دلیل نگاه عمیقی که در زندگی به طبیعت و بچه های دوروبرش داشت و محرومیت هایی که میدید خیلی مصر تر شد در این زمینه فعالیت کند و همین باعث شد در این زمینه تحصیل کند، کتاب بخواند، کتاب ترجمه کند ،مدارسی را تاسیس کند و شورای کتاب کودک اتفاق بی افتد که برای بچه ها باشد و تا آخر عمر صرفا در این راه مشغول بودند.

نامگذاری شخصیت های داستان های عباس یمینی شریف

گاهی پیش می آمد که اسمی از بچه های اطرافیانشان را برای شخصیت های داستان انتخاب میکردند ، اما اصولا در خانواده فرهنگ شاهنامه خوانی و فرهنگ اصیل ایرانی قوت داشت و حافظ و مولانا و سعدی همه این ها در منزل ما بود، که برای انتخاب اسم ایرانی از آنها استفاده میشد.

انتخاب اسم خیلی اهمیت داشت، اینکه اسم ها معنی داشته باشند، راحت تلفظ بشوند و حتما ایرانی باشند.

شورای کتاب کودک / منبع عکس : سایت عباس یمینی شریف

تاسیس شورای کتاب کودک و همراهی دوستان

در آن سالها عباس یمینی شریف و دوستانش از جمله آقای بنی احمد به این فکر بودند که کتابی که برای بچه ها چاپ میشود مفید باشد، متن مناسب سنشان باشد و تاثیر مثبت روی آنها داشته باشد. عباس یمینی شریف، آقای بنی احمد ، دکتر بهشتی ، خانم توران میرهادی و همسرش، خانم و آقای مافی و ... یک گروه فرهنگی ساختند و سرمایه گذاشتند . همه اینها با هم برای رشد تعلیم و تربیت در ایران، شورای کتاب کودک را پایه گزاری کردند و بین خانم میرهادی و آقای یمینی شریف همواره این صحبت بود که هرکدام میگفتند نفر مقابل برای تاسیس این شورا پیشقدم بوده است . در هر حال این دو نفر در شکل گیری شورا مهم ترین نقش را داشتند و واقعا مهم نیست چه کسی پیشنهاد را داده است.در سالهای پس از انقلاب نیز شورا دچار مشکلات مالی شده بود که عباس یمینی شریف سند خانه و کتاب فروشی خود را گذاشت و گفت من هزینه ها را میدهم و همه چی به عهده من است. به این صورت شورای کتاب کودک را از آن بحران نجات داد.

علاقه مندان میتوانند به سایت استاد عباس یمینی شریف به آدرس http://www.yaminisharif.com/ مراجعه نمایند.